سرباز جنوب ؟؟
بلكه نشانه اي بي فرهنگي شماست وبا سگ سني خوندن ما
اين فراموش نمي شود كه از سر بركت همين سني ها پدرو
مادرانتان به اين شهر امده ايد اگه مي گين من دروغ مي نويسم
از انها سوال كنيد.
كم بهتان صدقه دادن يادتان رفته حتي لباسهاي تن شما كهنه لباسهاي
ما بوده حالا دم در اوردين. بگذريم
..........................................................................................................................................
خطاب يه انهاي كه از رويدري(علي زينلي) حمايت مي كنند كه همه اي انها
شيعه هستن بايد بدانند كه اي اقا به زودي به شدت مجازات مي شود
........................................................................................................................................
چند شب پیش در نت بودم ومطلب می خواندم و وبلا گی با این ادرس
نظرم را جلب نمود http://www.sarbazan1380.blogfa.com/و مطالبی که
در بالا ست را در این وبلگ خواندم دوست نداشتم جواب بدم ولی گفتم
بگذار منا فقین را رسوا کنیم نمی دانم این شخص کیست ولی می دانم
که ادم مرد ی نیست ،چون ادم مرد رو در رو می ایستد وحرف می زند
ولی منافق کسی است که پشت سر حرف می زند ،دنیای مجازی است و
خیلی حرفها می توان زد ،آقا یا خانم اگه دلسوز اسلامی که بهت نمی آید
واگه می خواهی تفرقه بین مسلمانان رویدر بندازی متاسفم برات چون ما
اینقدر وجوه مشترک داریم که تو ی بچه وهابی اندر خم یک کوچه
هستی که توانایی داشته باشی اختلاف بیندازی شما از کسانی هستید
که وقتی حضرت علی (ع) در محراب مسجد به شهادت رساندن گفتید،
مگه علی (ع) نماز می خواندو چگونه با امام حسین نوه عزیز پیغمبر خدا
رفتار کردید اری شما وهابی هستید و توان بر هم زدن آرامش جامعه متحد
رویدر ندارید واگر فکر می کنید علی زینلی نویسنده وبلاگ رویدری می
باشد سخت در اشتباهید چرا که زینلی ها درس آموخته نهج البلاغه علی
(ع) می باشند و یاد گرفته اند از پیامبر خود و امام خود که منافق نباشند
ورودر رو حرف بزنند وترسی ندارند، واین شمایید که درس خوانده مکتب
عبدالوهاب می باشید که همیشه از پشت به مسلمانان ضربه می
زنید..وحالا گیر دادی به عزاداری امام حسین (ع) مگه حدیث پیا مبر را
فراموش کردی که فرمود حسین از من است ومن از حسین ،مگر نبود خون
امام حسین که دین اسلام را نجات داد واگر نبود خون حسین اکنون خبری
از اسلام محمدی نبود ۱۳۰۰ و چند سال از آن واقعه می گذرد هر روز بر
عظمت این مراسم اضافه می شود، بگذار بگویم همین امسال
۷۵۰هزارتومان فقط برادران اهل سنت برای مراسم عزاداری امام حسین (ع)
نذر و نذورات داشته اند چرا که حسین مال شخص یا گروه خاصی نیست
متعلق به همه می باشد شما خوابی ،چرا که عشق حسین است چه ها
می کند .....عشق حسین درد دوا می کند.....اگر بیاد داری که ما لباس
کهنه شما می پوشیدم ،که نمی پوشیدیم ،باید بیاد بیاری که خیلی از
عزیزان اهل سنت چه در قدیم و چه در حال حاضر از گر داننده گان مراسم
عزای امام حسین بودندو هستند ، وشفاعت گرفته اند ، وحتی با پای پیاده
به بناب می رفتند که در عزای امام حسین شرکت نمایند و برای عزای امام
حسین نوحه می خواندند..سعی کن اگر به گذشته می روی تاریخ را دقیق
بخوان وبرگه های تاریخ را نخوانده رد نکن اقا یا خانم سرباز جنوب ،جمع کن
این چرت وپرت نوشتن را این روزها مگه شاهد نیستی که شیعه وسنی از
غزه حمایت می کنند حالا تو امدی در رویدر واین حرفها می زنی ...وخیلی
جای بسی تاسف می باشد که بعضی از وبلاگ نویسان رویدر وبلاگ بی
ظرفیت این آقا را لینک نموده اندو......ودر آخر اینکه ما به کسی توهین
نکردیم ونمی کنیم ودوست نداریم بکنیم و اگر هم حرفی داریم رودر رو می
زنیم چرا که ادم از واقعیت گفتن نمی هراسد،وهر کسی که برای احیای
اسلام زحمت کشیده قابل احترام می باشد ، وما فرهنگ داریم چرا که اگر
فرهنگ نداشتیم مثل شما توهین می کردیم واین را بدان که تشیع وتسن
رویدر برادرند مگر امام شافعی که بود مگر شاگرد امام جعفر صادق نبود
پس چرا ما به همدیگه توهین کنیم ،نه، برات متاسفم وهابی و....شما
تاکنون به کسی صدقه ندادی و جامعه تشیع نیازی به صدقه شمای وهابی
ندارند ...و در پایان به تو سفارش می کنم تاریخ را درست بخوان تا دچار
انحراف نشوی ......خدایا :کسانی که می خواهند اختلاف در بین مردم
بوجود آورند از بین ببر وشرشان را به خودشان برگردان..............
ادبيات تنها جايي است كه متفاوت از هرجاي ديگري است .گاهي دريا وابر وباران گريه هاي دل شاعرند وگاهي باد قهقه زنان دست افشان در كوچه ها ولابه لاي درختان با گنجشكان سرود شادي مي خواند.در واقع اين شاعر يا نويسنده است كه شاد است .دنياي ادبي لزوما در بيرون اتفاق شايد نيفتد اما در چارچوب قانون هاي خاص خودش شكل مي گيرد .وهمپاي روزگار وزمانه رشد مي كند.روزي كه براي اولين بار سر وصداي مودم كامپوترم خاموش شد وپنجره اي چشمك زن وكوچك در پايين ظاهر شد توانستم بفهمم
دنياي ديگري نيز پديد آمده است كه بازگوكننده خصوصي ترين انديشه هاي اشخاص مي باشد اما دريغا كه در اين دنيا نيز اكاذيب وابتذال رونق داشت .ودستاني در پي آلوده ساختن چشمهاي بي گناه بودند كه جز به پاكي نينديشيده بودند...ومن سكوت را پيشه گرفتم آنگاه كه اتهام مرگ ماهيان بر من زدند ونخواستم بگويم كه خود ماهي بودم!
ميان ترديدي براي گفتن يا نگفتن گير افتاده بودم .عاقبت قدم در راه مه آلود نهادم همراه اشتياقي براي تجربه اي ديگرگونه .شايد اينبار هم سكوت مداو كند زخم دهان گشود ه اتهام هاي شنيده وناشنيده راوفرصت باشد تا دلتنگي هايم قصه اي باشد براي ماه بلند آسمان شهرم كه دوردست است از دشنام شغالان پير وحسود.
هيچ گاه نخواستم دفاع كنم از حرف ها وحديث هاي ذكر شده وميان گلايه ها چشمان
خيلي ها سر را به پايين افكندم .سري سر به زيرو...البته آنچه باعث شد نام من بر سر زبانها بيفتد چند بيت مختصر شعري بود كه هر كس مي توانست بنويسد يا بگويد.بگذريم مهم نيست .آنچه به ديد مي آيد وآنچه به ديده....
.....................................................
وحالا دیگر بار جغد شومی به نام سرباز جنوب بر فراز سرم در حال پرواز است

