غلامرضا طریقی
تو این پست شعری از یکی از شاعران جوان مطرح کشور را می گذارم که قطعا نامش برای دوستداران شعر نامی اشناست غلامرضا طریقی با غزلهای زیبا ودلا نگیز ش براستی یکی از شاعران ماندگار خواهد بود .
چه آتشی ؟ که بر آنم بدون بیم گناه
تورا بغل کنم و ... لا اله الا الله !!
به حق مجسمه ای از قیامت است تنت
بهشت بهتر من ای جهنم دلخواه
چه جای معجزه ؟ کافی ست ادعا بکنی
که شهر پر شود از بانگ یا رسول الله
اگر چه روز, همه زاهدند اما شب
چه اشکها که به یاد تو می رود در چاه
میان این همه شیطان تو چیستی !؟که شبی
هزار دین به فنا داده ای به نیم نگاه
اگرچه حافظ و سعدی مبلغش شده اند
هنوز برد تو قطعی ست در مقابل ماه
من آن ستاره ی دورم که می روم از یاد
اگر تو هم ننشانی مرا به روز سیاه
غلامرضا طریقی سالی چند ساکن بندرعباس بوده است که همنشینی بهمنی نیز در این شهر وبر پایی کنگره های سراسری بندر عباس را به پایتخت غزل ایران بدل کرده است.
چند خط از خود طریقی در مورد بندر عباس بشنوید:

سلام
بازهم دیر آمدم درمدتی که غایب بودم هر روز نظرهای مهر آمیزتان را می خواندم و امروز آمده ام که بگویم سپاس!
بالاخره به پایتخت آمدم.پس از سالها گشت زدن در خیابانهای پایتخت چه صفایی دارد.هر چند هنوز درگیری انتخاب محل کار مجالی برای گشت و گذار اساسی نداده است .
اگرچه در بندر عباس دوستی جز جناب محمد علی بهمنی نداشتم اما بعدها با دوستان دیگری آشنا شدم که دلم برایشان تنگ شده است. دوستانی که دیر یافتمشان. به پاس مهربانی های هرچند اندک می گویم که از بندرعباس سپاسگزارم.
بندرعباس همیشه برای من عزیز است چون نیمه ی دیگرم را _همسرم را_ به من هدیه داده اما عزیزتر می شد اگر اهالی شعرش مهربان تر بودند.بگذریم...من ترجیح می دهم بندرعباس را با مهربانی ها به خاطره ها بسپارم نه نامهربانی ها!مهربانی های محمدعلی بهمنی-دکتراسدا...نوروزی-مسعود جعفری-عبدالحسین انصاری و امینه دریانورد....
فصل دیگری از زندگی من آغاز شده فصلی که در زمستان آمده اما می خواهد بهاری باشد. پس از سالها گوشه نشینی آمده ام که کارهای زیادی بکنم و امیدوارم درگیری های روزمره این اجازه را بدهد که به هدفهای بزرگم برسم. بزودی با شعر جدید بر می گردم
بر گرفته از وبلاگ غلامرضا طریقی: http://www.ghazal-tarighi.blogfa.com

