تبليغاتX
یادداشت هایی برای خودم - .

یادداشت هایی برای خودم

علی زینلی

.

خودت را  به حراج گذاشتي

زير باران هاي يكريز شهر

بدان هنگام كه نا له ناودان  

سكوت زنجره را پاره مي كرد.

...

دستهاي پر ازنان  

ومچاله اي از تو

همراه باد هاي نوزيده بر تن اين شب!

مي پايمت...

صبور وآرام

باساق ها يي گِلي

چادري  گُلي وبندري در تن

پيش مي روي

وصبح نزديكتر مي شود....

 فردا

          باران وخاك خيس اين شهر همه چيز را از ياد برده است ...

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 22:2  توسط   |